ذبيح الله صفا

1146

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

اين سوابق ، وقتى با عوامل ديگرى كه پيش ازين گفته‌ايم همراه شد ، رواج پارسى نويسى را در ايران و هندوستان و آسياى صغير و عراق عرب ، بعهد مغول و در تمام قرن هفتم و هشتم ، بسيار تسهيل نمود چنان كه بواقع بايد گفت : ايران كه در گيرودار حملهء مغول و تشكيل و ادامهء دولت ايلخانى بزرگترين ضربات سياسى و اجتماعى را تحمّل كرده بود ، براثر عوامل مساعدى كه برايش فراهم آمده بود بپيروزيهاى بزرگ در زمينهء رواج و انتشار زبان و نثر و نظم پارسى نائل گرديد و زمينه را براى تأسيس يك فرمانروايى وسيع ادبى و فرهنگى در چند قرن براى خود فراهم كرد . حملهء مغول و تصرف ايران و تشكيل حكومت در اين سرزمين باعث گرديد كه كشور ما عملا براى مدتى متمادى به كلى از سرزمينهاى عربى زبان جدا شود و ارتباطى را كه از نخستين قرنهاى اسلامى ببعد با آنها داشت از دست بدهد و حتّى غالبا با آنها در جنگ باشد . اين گسيختگى ارتباط هم موجب آن مىشد كه بازار تأليف و تصنيف به زبان عربى از گرمى بيفتد و بجاى آن تدوين كتاب به زبان فارسى از پيش رايج‌تر گردد و هرچه از تاريخ حملهء مغول و مخصوصا از انقراض عبّاسيان بيشتر دور شويم بيشتر شاهد قوّت اين جريان هستيم . چنان كه بعدازين خواهيم ديد تأليف كتابهاى متعددى در تاريخ ، كه درين عهد چه در هند و چه در ايران و آسياى صغير معمول بود ، باعث شد كه بر شمارهء كتابهاى پارسى بسيار افزوده شود و نثر پارسى قوّت و رواج بيشترى حاصل كند . بررويهم ، بنابر عللى كه ذكر كرده‌ايم و اسباب و جهاتى از قبيل آنها ، قرن هفتم دورهء رواج روزافزون نثر پارسى و عهد تداول قطعى تأليف و تدوين كتاب‌ها به زبان پارسى است ، و البته فراموش نمىكنيم كه عده‌يى از كتابها درين دوره به زبان عربى نوشته مىشد ولى آنها از قبيل كتب تاريخ و ادب و حتى غالب علوم متداول زمان نبود ، بلكه بيشتر جنبهء كتب درسى و غالبا شرح و تفسير متون مهم علمى قديم و يا تلخيص و تنظيم مجدد آنها و يا نوشتن حواشى بر آنها را داشت و تأليفات اساسى جديد كه به زبان عربى باشد درين دوره كمتر و على الاغلب منحصر بمسائلى بود كه در حوزه‌هاى تعليم و تعلّم علما و منحصر بحوزه‌هاى